پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی

امیر شاهی

غزلیات

۱۸۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ یار خط بر روی زیبا می‌کشد
  2. شمارهٔ ۶۲ - استقبال از امیر همایون اسفراینی دل بی‌رخ تو جانب گلشن نمی‌کشد
  3. شمارهٔ ۶۳ باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
  4. شمارهٔ ۶۴ چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمد
  5. شمارهٔ ۶۵ چو شمشاد قدت در گلشن آمد
  6. شمارهٔ ۶۶ چو ساقی آن قدح لاله گون بگرداند
  7. شمارهٔ ۶۷ گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند
  8. شمارهٔ ۶۸ ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
  9. شمارهٔ ۶۹ یار با ما چنانکه بود، نماند
  10. شمارهٔ ۷۰ تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند
  11. شمارهٔ ۷۱ ای بی‌خبر از گریهٔ خونین‌جگری چند
  12. شمارهٔ ۷۲ جان به یاد تو یاد کس نکند
  13. شمارهٔ ۷۳ بیدلان کوی تو مقام کنند
  14. شمارهٔ ۷۴ عید شد، خوبان به عزم مجلس و می می‌روند
  15. شمارهٔ ۷۵ فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا می‌روند
  16. شمارهٔ ۷۶ به زنجیر زلفت دل ماست در بند
  17. شمارهٔ ۷۷ پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند
  18. شمارهٔ ۷۸ وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
  19. شمارهٔ ۷۹ خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
  20. شمارهٔ ۸۰ سرو تو مگر ز پا نشیند
  21. شمارهٔ ۸۱ بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند
  22. شمارهٔ ۸۲ رفتیم، اگر چه دل به غمت دردمند بود
  23. شمارهٔ ۸۳ شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
  24. شمارهٔ ۸۴ آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
  25. شمارهٔ ۸۵ عمری دهان تنگ توام در خیال بود
  26. شمارهٔ ۸۶ رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
  27. شمارهٔ ۸۷ عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود
  28. شمارهٔ ۸۸ - استقبال از سعدی سوی باغ آن سروبالا می‌رود
  29. شمارهٔ ۸۹ بی‌لبت هردم ز چشم درفشان خون می‌رود
  30. شمارهٔ ۹۰ گر به عمری ز من دلشده‌ات یاد آید
  31. شمارهٔ ۹۱ باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید
  32. شمارهٔ ۹۲ نصیب من ز تو گر درد و آه می‌آید
  33. شمارهٔ ۹۳ زلف تو سراسر شکن و تاب نماید
  34. شمارهٔ ۹۴ چو دل چوگان زلفت در نظر دید
  35. شمارهٔ ۹۵ با روی تو از سمن که گوید؟
  36. شمارهٔ ۹۶ دل که پیش تو راز می‌گوید
  37. شمارهٔ ۹۷ ای فتنه را دو نرگس شوخ تو رازدار
  38. شمارهٔ ۹۸ ای به لطف از آب حیوان پاک‌تر
  39. شمارهٔ ۹۹ ای هر دم از جفای تو دل را غمی دگر
  40. شمارهٔ ۱۰۰ سرو ما را هر زمان دل می‌کشد سوی دگر
  41. شمارهٔ ۱۰۱ - استقبال از سعدی نه کنج وصل تمنا کنم نه گنج حضور
  42. شمارهٔ ۱۰۲ - استقبال از کمال خجندی ای سر زلف ترا دل‌های مشتاقان اسیر
  43. شمارهٔ ۱۰۳ سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
  44. شمارهٔ ۱۰۴ عید شد، ما را دل دیوانه زندانی هنوز
  45. شمارهٔ ۱۰۵ غم روی تو دارد دل، همین بس
  46. شمارهٔ ۱۰۶ ای دوست، شبی به کوی ما باش
  47. شمارهٔ ۱۰۷ در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادش
  48. شمارهٔ ۱۰۸ دلم که چشم تو هر لحظه میزند تیرش
  49. شمارهٔ ۱۰۹ گل نو آمد و هر کس به عیش و عشرت خویش
  50. شمارهٔ ۱۱۰ هرکس گرفته دامن سرو بلند خویش
  51. شمارهٔ ۱۱۱ هر کسی پهلوی یاری به هوای دل خویش
  52. شمارهٔ ۱۱۲ هر که کوی تو ساخت مسکن خویش
  53. شمارهٔ ۱۱۳ پرده بگشا ز روی چون مه خویش
  54. شمارهٔ ۱۱۴ - استقبال از کمال خجندی کنون که موسم عیش است و باده گلرنگ
  55. شمارهٔ ۱۱۵ من که چون شمع از غمت با سوز دل در خنده‌ام
  56. شمارهٔ ۱۱۶ اگر چه خاک درت ز آب دیده گل کردم
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ای خسته ز تو روان مردم
  58. شمارهٔ ۱۱۸ بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدم
  59. شمارهٔ ۱۱۹ چو نتوانم که در خیل غلامانت کمر بندم
  60. شمارهٔ ۱۲۰ مهی شد کان رخ زیبا ندیدم

متن اشعار به نقل از گنجور.