پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

باغ را باز مگر مژده گلریز آمد

که نسیم سحر از طرف چمن تیز آمد

توتیا رنگ غباری ز رهش پیدا شد

که صبا مشک فشان، غالیه آمیز آمد

نونو اسباب طرب ساخته کن، کاندر باغ

گل نوخاسته و سبزه نوخیز آمد

باز عشق توام از صبر جدایی فرمود

باز بیمار مرا نوبت پرهیز آمد

جام شاهی که ز خون جگرش پر کردند

خوار منگر، که زلال طرب‌انگیز آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵چو شمشاد قدت در گلشن آمد
  2. شمارهٔ ۶۶چو ساقی آن قدح لاله گون بگرداند
  3. شمارهٔ ۶۷گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند
  4. شمارهٔ ۶۸ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
  5. شمارهٔ ۶۹یار با ما چنانکه بود، نماند
  6. شمارهٔ ۷۰تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند
  7. شمارهٔ ۷۱ای بی‌خبر از گریهٔ خونین‌جگری چند
  8. شمارهٔ ۷۲جان به یاد تو یاد کس نکند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.