پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

چو شمشاد قدت در گلشن آمد

خلل در کار سرو و سوسن آمد

بیادت چشم از آن بر گل نهادم

که بوی یوسف از پیراهن آمد

ز تیرش سهم دادندی مرا خلق

سخن نشنیدم، آخر بر من آمد

پشیمان بود یار از خون عشاق

ولی بهر منش در گردن آمد

سزای دوستی دانست شاهی

که از کویت به کام دشمن آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند
  2. شمارهٔ ۶۸ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
  3. شمارهٔ ۶۹یار با ما چنانکه بود، نماند
  4. شمارهٔ ۷۰تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند
  5. شمارهٔ ۷۱ای بی‌خبر از گریهٔ خونین‌جگری چند
  6. شمارهٔ ۷۲جان به یاد تو یاد کس نکند
  7. شمارهٔ ۷۳بیدلان کوی تو مقام کنند
  8. شمارهٔ ۷۴عید شد، خوبان به عزم مجلس و می می‌روند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.