پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

بیدلان کوی تو مقام کنند

با غمت ترک ننگ و نام کنند

نازنینان شهر، هر روزی

فتنه از نرگس تو وام کنند

من که خوارم بکوی تو چه عجب

بیکسان را چه احترام کنند؟

غمزه ها را بقصد جان مفرست

باش تا کار دل تمام کنند

تو نه رندی نه زاهدی شاهی

می‌نگویی ترا چه نام کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا می‌روند
  2. شمارهٔ ۷۶به زنجیر زلفت دل ماست در بند
  3. شمارهٔ ۷۷پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند
  4. شمارهٔ ۷۸وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
  5. شمارهٔ ۷۹خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
  6. شمارهٔ ۸۰سرو تو مگر ز پا نشیند
  7. شمارهٔ ۸۱بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند
  8. شمارهٔ ۸۲رفتیم، اگر چه دل به غمت دردمند بود
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.