پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند

ز بهر کشتن ما تیغ تیز می‌جویند

دلی که می‌شود از درد عشق سرگردان

در آن دو سلسله مشک‌بیز می‌جویند

چو تو کرشمه‌کنان می‌رسی، دگر خوبان

ز شرم روی تو راه گریز می‌جویند

کسان که طره شمشاد می‌زنند گره

هلاک فاخته صبح‌خیز می‌جویند

به تیغ هجر تو شاهی نه آن شهید بلاست

که خون او به گه رستخیز می‌جویند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
  2. شمارهٔ ۸۴آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
  3. شمارهٔ ۸۵عمری دهان تنگ توام در خیال بود
  4. شمارهٔ ۸۶رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
  5. شمارهٔ ۸۷عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود
  6. شمارهٔ ۸۸ - استقبال از سعدیسوی باغ آن سروبالا می‌رود
  7. شمارهٔ ۸۹بی‌لبت هردم ز چشم درفشان خون می‌رود
  8. شمارهٔ ۹۰گر به عمری ز من دلشده‌ات یاد آید
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.