پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود

زمانه تابع و گردون به کام خواهد بود

زوال دولت پیر مغان مجو ای شیخ

که ظل عالی او مستدام خواهد بود

همه بضاعت خود عرضه میکنند آنجا

قبول حضرت او تا کدام خواهد بود

کنون که جان جهانی، کرشمه ای میکن

مگو که دولت خوبی مدام خواهد بود

سریر سلطنت ار جا دهند شاهی را

سگان آن سر کو را غلام خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵عمری دهان تنگ توام در خیال بود
  2. شمارهٔ ۸۶رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
  3. شمارهٔ ۸۷عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود
  4. شمارهٔ ۸۸ - استقبال از سعدیسوی باغ آن سروبالا می‌رود
  5. شمارهٔ ۸۹بی‌لبت هردم ز چشم درفشان خون می‌رود
  6. شمارهٔ ۹۰گر به عمری ز من دلشده‌ات یاد آید
  7. شمارهٔ ۹۱باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید
  8. شمارهٔ ۹۲نصیب من ز تو گر درد و آه می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.