پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

عمری دهان تنگ توام در خیال بود

جان رمیده را همه فکر محال بود

رفت آنکه در مسائل عشق و رموز شوق

ز ابرو و غمزه با تو جواب و سؤال بود

گفتم: رسد میان توام باز در کنار

گفتا: برو که آنچه تو دیدی خیال بود

شرم آیدم که سجده برد پیش پای کس

آن سر که سالها برهت پایمال بود

آشفته رفت گفته شاهی در این غزل

آری، بفکر زلف تو شوریده حال بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود
  2. شمارهٔ ۸۸ - استقبال از سعدیسوی باغ آن سروبالا می‌رود
  3. شمارهٔ ۸۹بی‌لبت هردم ز چشم درفشان خون می‌رود
  4. شمارهٔ ۹۰گر به عمری ز من دلشده‌ات یاد آید
  5. شمارهٔ ۹۱باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید
  6. شمارهٔ ۹۲نصیب من ز تو گر درد و آه می‌آید
  7. شمارهٔ ۹۳زلف تو سراسر شکن و تاب نماید
  8. شمارهٔ ۹۴چو دل چوگان زلفت در نظر دید
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.