پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

سرو تو مگر ز پا نشیند

کاین دل نفسی بجا نشیند

من بودم و دل، تو بردی آن نیز

خود گو که غمت کجا نشیند؟

هر کس که شبی نشست با تو

بسیار به روز ما نشیند

گردی که ز کوی دوست خیزد

بر دیده چو توتیا نشیند

شاهی سگ یار با تو ننشست

کس با چو تویی چرا نشیند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲رفتیم، اگر چه دل به غمت دردمند بود
  2. شمارهٔ ۸۳شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
  3. شمارهٔ ۸۴آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
  4. شمارهٔ ۸۵عمری دهان تنگ توام در خیال بود
  5. شمارهٔ ۸۶رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
  6. شمارهٔ ۸۷عید است و خلقی هر طرف، دامنکشان با یار خود
  7. شمارهٔ ۸۸ - استقبال از سعدیسوی باغ آن سروبالا می‌رود
  8. شمارهٔ ۸۹بی‌لبت هردم ز چشم درفشان خون می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.