پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

به زنجیر زلفت دل ماست در بند

ز سر رشته عقل بگسسته پیوند

رقیبا، مران از در دوست ما را

که بینند سگ را بروی خداوند

به توبه مکن دعوت ای شیخ ما را

که ما اول از عهد خوردیم سوگند

شناسیم قدر سگان درش را

که ما هم در آن کو دویدیم یکچند

رقیب ستمکاره بر جان شاهی

جفا می‌پسندد، خدایا تو مپسند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
  2. شمارهٔ ۷۹خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
  3. شمارهٔ ۸۰سرو تو مگر ز پا نشیند
  4. شمارهٔ ۸۱بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند
  5. شمارهٔ ۸۲رفتیم، اگر چه دل به غمت دردمند بود
  6. شمارهٔ ۸۳شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
  7. شمارهٔ ۸۴آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
  8. شمارهٔ ۸۵عمری دهان تنگ توام در خیال بود
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.