پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند

اول نشان به سینه احباب می‌دهند

خاک رهش به مردم آسوده کی رسد

کاین توتیا به دیده بی‌خواب می‌دهند

سیلی میان هر مژه ما را ز روی تست

صد خار را ز بهر گلی آب می‌دهند

مژگان تو که یاری آن چشم می‌کنند

تیغی کشیده در کف قصاب می‌دهند

شاهی به مجلس غم از آن می‌رود ز دست

کش ساقیان دیده می ناب می‌دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
  2. شمارهٔ ۸۰سرو تو مگر ز پا نشیند
  3. شمارهٔ ۸۱بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند
  4. شمارهٔ ۸۲رفتیم، اگر چه دل به غمت دردمند بود
  5. شمارهٔ ۸۳شبی که کوی تو ما را مقام خواهد بود
  6. شمارهٔ ۸۴آن یار خشم رفته که با ما بجنگ بود
  7. شمارهٔ ۸۵عمری دهان تنگ توام در خیال بود
  8. شمارهٔ ۸۶رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.