پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

جان به یاد تو یاد کس نکند

دل ز غم خوردن تو بس نکند

به فراق تو خو کنم ناچار

بختم ار با تو همنفس نکند

اگر این بار جان برم ز غمت

دگرم عاشقی هوس نکند

دل که بگریخت زان شکنجه زلف

تا عدم روی باز پس نکند

یار ما تند می‌رود، چه کنم

گر نگاهی ز پیش و پس نکند

راندی از کوی خویش، شاهی را

آنچه کردی تو هیچکس نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴عید شد، خوبان به عزم مجلس و می می‌روند
  2. شمارهٔ ۷۵فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا می‌روند
  3. شمارهٔ ۷۶به زنجیر زلفت دل ماست در بند
  4. شمارهٔ ۷۷پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند
  5. شمارهٔ ۷۸وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
  6. شمارهٔ ۷۹خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
  7. شمارهٔ ۸۰سرو تو مگر ز پا نشیند
  8. شمارهٔ ۸۱بتان که شیوه جور و ستیز می‌جویند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.