پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

یار با ما چنانکه بود، نماند

مه من مهربان که بود، نماند

دل بر آن آشنا که بود، برفت

سر بر آن آستان که بود، نماند

لطف هر دم که مینمود، گذشت

پرسش هر زمان که بود، نماند

هر دمش سوی من بگوشه چشم

عشوه های نهان که بود، نماند

چه در آن کوی مانده‌ای، شاهی

یار چون بر همان که بود، نماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱ای بی‌خبر از گریهٔ خونین‌جگری چند
  2. شمارهٔ ۷۲جان به یاد تو یاد کس نکند
  3. شمارهٔ ۷۳بیدلان کوی تو مقام کنند
  4. شمارهٔ ۷۴عید شد، خوبان به عزم مجلس و می می‌روند
  5. شمارهٔ ۷۵فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا می‌روند
  6. شمارهٔ ۷۶به زنجیر زلفت دل ماست در بند
  7. شمارهٔ ۷۷پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند
  8. شمارهٔ ۷۸وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.