پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند

در گردنم ز زلف تو زنجیر بسته‌اند

از تنگنای عشق تو جستن ره خلاص

مشکل توان، که رخنه تدبیر بسته‌اند

قومی که می‌دهند نشان از تو، غافلند

کاهل وقوف را دم تقریر بسته‌اند

مِن‌بعد، ما و ناله و فریاد چون جرس

زین همرهان که بار به شبگیر بسته‌اند

شاهی به دام زلف تو زان رو اسیر ماند

کش دست و پا به رشته تقدیر بسته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲جان به یاد تو یاد کس نکند
  2. شمارهٔ ۷۳بیدلان کوی تو مقام کنند
  3. شمارهٔ ۷۴عید شد، خوبان به عزم مجلس و می می‌روند
  4. شمارهٔ ۷۵فصل نوروز است و خلقی سوی صحرا می‌روند
  5. شمارهٔ ۷۶به زنجیر زلفت دل ماست در بند
  6. شمارهٔ ۷۷پیکان غمزه را چو بتان آب می‌دهند
  7. شمارهٔ ۷۸وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهند
  8. شمارهٔ ۷۹خوبرویان چو خدنگ نظری بگشایند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.