پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲ - استقبال از امیر همایون اسفراینی

دل بی‌رخ تو جانب گلشن نمی‌کشد

خاطر به سوی لاله و سوسن نمی‌کشد

بخرام سوی باغ، که گل با وجود تو

خوبی نمی‌فروشد و دامن نمی‌کشد

ای بخت خواب رفته، کجایی، که در فراق

آن می‌کشم ز دوست که دشمن نمی‌کشد

آن را که در فراق کسی تیره گشت روز

در بزم عیش باده روشن نمی‌کشد

گر دست راحت است و گر خنجر ستم

شاهی ز اختیار تو گردن نمی‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمد
  2. شمارهٔ ۶۵چو شمشاد قدت در گلشن آمد
  3. شمارهٔ ۶۶چو ساقی آن قدح لاله گون بگرداند
  4. شمارهٔ ۶۷گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند
  5. شمارهٔ ۶۸ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
  6. شمارهٔ ۶۹یار با ما چنانکه بود، نماند
  7. شمارهٔ ۷۰تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند
  8. شمارهٔ ۷۱ای بی‌خبر از گریهٔ خونین‌جگری چند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.