پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

یار خط بر روی زیبا می‌کشد

سبزه بر گلبرگ رعنا می‌کشد

ماه را دامی ز عنبر می‌نهد

لاله را داغی ز سودا می‌کشد

سنبل از سودای مشکین کاکلش

طره شبرنگ در پا می‌کشد

در چمن سرو از فرو دستان اوست

خویش را چندین چه بالا می‌کشد

ای ملامت گو، من و خاک درش

گر ترا خاطر به صحرا می‌کشد

می‌کشد پیکان ز دل، آه از جگر

شاهی از دست تو این‌ها می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
  2. شمارهٔ ۶۴چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمد
  3. شمارهٔ ۶۵چو شمشاد قدت در گلشن آمد
  4. شمارهٔ ۶۶چو ساقی آن قدح لاله گون بگرداند
  5. شمارهٔ ۶۷گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند
  6. شمارهٔ ۶۸ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
  7. شمارهٔ ۶۹یار با ما چنانکه بود، نماند
  8. شمارهٔ ۷۰تا بر گل تو جعد گره‌گیر بسته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.