پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

مهی شد کان رخ زیبا ندیدم

نشانی زان گل رعنا ندیدم

شبی دیدم سر خود پیش پایت

ز شادی پیش زیر پا ندیدم

تو تا ننمودی آن رخ، بودم آزاد

ترا دیدم، دگر خود را ندیدم

شدم خاموش در وصف دهانت

که از تنگی سخن را جا ندیدم

چه افتادت به عشق این بار، شاهی

ترا هرگز چنین رسوا ندیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲من ار پیش یار آبرویی ندارم
  2. شمارهٔ ۱۲۳هر زمان از بی‌خودی خواهم که آن رو بنگرم
  3. شمارهٔ ۱۲۴خوش آن عیدی که اول دیده بر روی تو اندازم
  4. شمارهٔ ۱۲۵هر شب از مستی به سوی خانه ره گم می‌کنم
  5. شمارهٔ ۱۲۶ - استقبال از سلمان ساوجیبا تو عمری شد که لاف دوستداری می‌زنم
  6. شمارهٔ ۱۲۷چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم
  7. شمارهٔ ۱۲۸ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم
  8. شمارهٔ ۱۲۹هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.