پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

هر شب از مستی به سوی خانه ره گم می‌کنم

نقد هستی وقف بر خمخانه و خم می‌کنم

هر شب از سوز درون بر حال بیماری خود

گاه می‌گریم چو شمع و گه تبسم می‌کنم

می‌کنم هر لحظه در پیش سگانت جای خویش

خودنمایی بین که من در پیش مردم می‌کنم

خواهم اندر پایت افتم، دامنت گیرم به دست

چون ترا دیدم، ز شادی دست و پا گم می‌کنم

گفته‌ای: شاهی، بر این در کیست با چندین فغان

داد خواهم، بر در سلطان تظلم می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم
  2. شمارهٔ ۱۲۸ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم
  3. شمارهٔ ۱۲۹هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
  4. شمارهٔ ۱۳۰بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم
  5. شمارهٔ ۱۳۱تو شهریار جهان، ما غریب شهر توایم
  6. شمارهٔ ۱۳۲ما دل به چین زلف دلارام بسته‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۳۳ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
  8. شمارهٔ ۱۳۴دلا ز عشق بتان چند یار غم باشیم
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.