پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم

گریان به تماشاگه سرو و سمن آیم

چون غنچه دلی دارم از اندوه تو پر خون

عیبم مکن ار چاکزده پیرهن آیم

درمانده شد از ناله من خلق، که هر روز

گویند میا بر سر این کوی و من آیم

یارب ز چنین باده پرذوق که خوردم

روزی مکن آن روز که با خویشتن آیم

عشق تو به دیوانگیم نام برآورد

تا در خم آن سلسله پر شکن آیم

من طوطی قدسم، به قفس مانده گرفتار

کو آینه روی تو تا در سخن آیم

دیگر به فریبی نروم همره شاهی

از بادیه عشق تو گر با وطن آیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲ما دل به چین زلف دلارام بسته‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۳۳ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
  3. شمارهٔ ۱۳۴دلا ز عشق بتان چند یار غم باشیم
  4. شمارهٔ ۱۳۵ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم
  5. شمارهٔ ۱۳۶چشم تو خورد باده و من در خمار از آن
  6. شمارهٔ ۱۳۷جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
  7. شمارهٔ ۱۳۸ما را غمی است از تو که گفتن نمی‌توان
  8. شمارهٔ ۱۳۹مرا چشمی است از لعل تو در خون جگر پنهان
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.