پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم

مرا تنگ آمده بی‌او دلی از باغ و صحرا هم

چو حال دردمندان عرضه داری ای صبا پیشش

در آن حضرت به گستاخی درودی گوی از ما هم

اجل از آستانت می‌کشد رختم در آن عالم

بحمدالله که با داغ توام اینجا و آنجا هم

تو ای کز جام وصلش جرعه‌ای داری، غنیمت دان

خوش آن روزی که این دولت میسر بود ما را هم

به صوت بلبلان شاهی، نوای ناله افزون کن

که خوش باشد دو عاشق را حدیث درد دل با هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
  2. شمارهٔ ۱۳۰بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم
  3. شمارهٔ ۱۳۱تو شهریار جهان، ما غریب شهر توایم
  4. شمارهٔ ۱۳۲ما دل به چین زلف دلارام بسته‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۳۳ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
  6. شمارهٔ ۱۳۴دلا ز عشق بتان چند یار غم باشیم
  7. شمارهٔ ۱۳۵ما از حریم وصل تو با خاک در خوشیم
  8. شمارهٔ ۱۳۶چشم تو خورد باده و من در خمار از آن
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.