پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

هر زمان از بی‌خودی خواهم که آن رو بنگرم

چون رسم نزدیک نتوانم که آن سو بنگرم

در سجود افتم چو بینم قبله دیدار او

رخ نهم بر خاک کان محراب ابرو بنگرم

هرکجا روی نکو یابم نشان، آنجا روم

واندر آن صورت ترا بینم، چو نیکو بنگرم

آنکه پهلو می‌زند ابروی او با ماه نو

تا کیش با دیگران پهلو به پهلو بنگرم

حد شاهی نیست بر خاک درش ره یافتن

من همان بهتر که از دور آن سر کو بنگرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵هر شب از مستی به سوی خانه ره گم می‌کنم
  2. شمارهٔ ۱۲۶ - استقبال از سلمان ساوجیبا تو عمری شد که لاف دوستداری می‌زنم
  3. شمارهٔ ۱۲۷چمن بشکفت و سبزه خط کشید و سرو بالا هم
  4. شمارهٔ ۱۲۸ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم
  5. شمارهٔ ۱۲۹هر شب بدل حکایت خود در میان نهم
  6. شمارهٔ ۱۳۰بر بوی تو هر روز به گشت چمن آیم
  7. شمارهٔ ۱۳۱تو شهریار جهان، ما غریب شهر توایم
  8. شمارهٔ ۱۳۲ما دل به چین زلف دلارام بسته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.