پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

سرو ما را هر زمان دل می‌کشد سوی دگر

چون گل رعنا که دارد هر طرف روی دگر

هر که دارد روی دل در قبله دیدار او

سهو باشد سجده در محراب ابروی دگر

در طریق دوستی، ثابت قدم چون خاک باش

چون صبا تا چند هر دم بر سر کوی دگر

جان بیمار مرا تاب شکیبایی نماند

ای طبیب، ار عاقلی، جز صبر داروی دگر

پند گویا، بیش از اینم در صف طاعت مخوان

زشت باشد روی در محراب و دل سوی دگر

موسم نوروز و من در کنج تنهایی اسیر

هر کسی در سایه سرو و لب جوی دگر

گر دل شاهی به دشنامی بجویی دور نیست

زان که همچون او نمی‌بینم دعاگوی دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲ - استقبال از کمال خجندیای سر زلف ترا دل‌های مشتاقان اسیر
  2. شمارهٔ ۱۰۳سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
  3. شمارهٔ ۱۰۴عید شد، ما را دل دیوانه زندانی هنوز
  4. شمارهٔ ۱۰۵غم روی تو دارد دل، همین بس
  5. شمارهٔ ۱۰۶ای دوست، شبی به کوی ما باش
  6. شمارهٔ ۱۰۷در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادش
  7. شمارهٔ ۱۰۸دلم که چشم تو هر لحظه میزند تیرش
  8. شمارهٔ ۱۰۹گل نو آمد و هر کس به عیش و عشرت خویش
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.