پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

ای فتنه را دو نرگس شوخ تو رازدار

من بهر محنتم، دگران را بنازدار

جانا تو نازنینی و خلقی نیازمند

چشمی بناز جانب اهل نیاز دار

از نقش کائنات مبین جز خیال دوست

یعنی ز غیر، دیده غیرت فرازدار

تر شد بساط هر چمن از گریه های ابر

با غنچه گو که لب به شکر خنده بازدار

شاهی، به جد جهد چو کاری نساختی

بنشین و دیده بر کرم کارساز دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹ای هر دم از جفای تو دل را غمی دگر
  2. شمارهٔ ۱۰۰سرو ما را هر زمان دل می‌کشد سوی دگر
  3. شمارهٔ ۱۰۱ - استقبال از سعدینه کنج وصل تمنا کنم نه گنج حضور
  4. شمارهٔ ۱۰۲ - استقبال از کمال خجندیای سر زلف ترا دل‌های مشتاقان اسیر
  5. شمارهٔ ۱۰۳سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
  6. شمارهٔ ۱۰۴عید شد، ما را دل دیوانه زندانی هنوز
  7. شمارهٔ ۱۰۵غم روی تو دارد دل، همین بس
  8. شمارهٔ ۱۰۶ای دوست، شبی به کوی ما باش
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.