پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

ای به لطف از آب حیوان پاک‌تر

قدت از سرو روان چالاک‌تر

با که گویم درد خود، کز عشق اوست

هر کرا بینم، ز من غمناک‌تر

بی‌رخت چون لاله داغم بر دلست

سینه‌ام از دامن گل چاک‌تر

لعلت از خونم ندارد هیچ باک

نرگس شوخت از آن بی‌باک‌تر

هست شاهی در طریقت خاک راه

لیک در کوی تو چیزی خاک‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰سرو ما را هر زمان دل می‌کشد سوی دگر
  2. شمارهٔ ۱۰۱ - استقبال از سعدینه کنج وصل تمنا کنم نه گنج حضور
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - استقبال از کمال خجندیای سر زلف ترا دل‌های مشتاقان اسیر
  4. شمارهٔ ۱۰۳سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوز
  5. شمارهٔ ۱۰۴عید شد، ما را دل دیوانه زندانی هنوز
  6. شمارهٔ ۱۰۵غم روی تو دارد دل، همین بس
  7. شمارهٔ ۱۰۶ای دوست، شبی به کوی ما باش
  8. شمارهٔ ۱۰۷در این گلشن چه سازد بلبل از زاری و فریادش
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.