پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی

امیر شاهی

غزلیات

۱۸۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
  2. شمارهٔ ۲ - استقبال از حافظ بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دل‌ها
  3. شمارهٔ ۳ لبالب است ز خون جگر پیاله ما
  4. شمارهٔ ۴ ابر آمد و بگریست بر اطراف چمن‌ها
  5. شمارهٔ ۵ ساقی به آب خضر نشان ده پیاله را
  6. شمارهٔ ۶ جان بهر تو در بلاست ما را
  7. شمارهٔ ۷ به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
  8. شمارهٔ ۸ - استقبال از کمال خجندی چشم تو برانداخت به می، خانه ما را
  9. شمارهٔ ۹ اشک چو پرده می‌درد، خلوتیان راز را
  10. شمارهٔ ۱۰ خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا
  11. شمارهٔ ۱۱ تلخ است بی‌تو صبر، دل غم فزوده را
  12. شمارهٔ ۱۲ بسوخت آتش عشق تو بی‌گناه مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ خرابیم، از دل ای بی‌رحم گه‌گه یاد کن ما را
  14. شمارهٔ ۱۴ زلف تو در کمند جنون می‌کشد مرا
  15. شمارهٔ ۱۵ ای در بهار حسن تو گل‌ها و لاله‌ها
  16. شمارهٔ ۱۶ دلم گر داشت وقتی خرمی‌ها
  17. شمارهٔ ۱۷ کجایی ای ز رویت لاله را ناب
  18. شمارهٔ ۱۸ سروی از باغ ارم سایه بر این خاک انداخت
  19. شمارهٔ ۱۹ خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت
  20. شمارهٔ ۲۰ خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
  21. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدی منم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
  22. شمارهٔ ۲۲ چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
  23. شمارهٔ ۲۳ تا خاک آستانه جانان مقام ماست
  24. شمارهٔ ۲۴ خطش به گرد عارض مهوش برآمده است
  25. شمارهٔ ۲۵ بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
  26. شمارهٔ ۲۶ مرا در عشق بهبودی نمانده است
  27. شمارهٔ ۲۷ ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
  28. شمارهٔ ۲۸ چشم ستمگرت که بخون در کمین نشست
  29. شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندی جفای تو بر دل به غایت خوش است
  30. شمارهٔ ۳۰ خلق را دلها کباب از چشم پر خون منست
  31. شمارهٔ ۳۱ مرا سری است که بر خاک آستانه اوست
  32. شمارهٔ ۳۲ گر نمی‌سوزد دلم، این آه دردآلود چیست؟
  33. شمارهٔ ۳۳ با طره تو سنبل شوریده‌حال چیست؟
  34. شمارهٔ ۳۴ - استقبال از کمال خجندی کدام دل که ز عشقت اسیر محنت نیست؟
  35. شمارهٔ ۳۵ کدام عشوه که در چشم پر خمار تو نیست
  36. شمارهٔ ۳۶ مرا گر با تو روی همدمی نیست
  37. شمارهٔ ۳۷ امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
  38. شمارهٔ ۳۸ دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت
  39. شمارهٔ ۳۹ صبا تا ز زلف تو بویی نداشت
  40. شمارهٔ ۴۰ وقتی دل آواره در آن کو گذری داشت
  41. شمارهٔ ۴۱ عمر بگذشت و دلم جز عاشقی کاری نیافت
  42. شمارهٔ ۴۲ ساقی، به غم تو عقل و جان رفت
  43. شمارهٔ ۴۳ کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت
  44. شمارهٔ ۴۴ ای دل ایام هجر شد بنیاد
  45. شمارهٔ ۴۵ تا ز شب بر مهت نقاب افتاد
  46. شمارهٔ ۴۶ دل بهر تو در ملامت افتاد
  47. شمارهٔ ۴۷ تا دل ز کف اختیار ننهاد
  48. شمارهٔ ۴۸ باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد
  49. شمارهٔ ۴۹ باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
  50. شمارهٔ ۵۰ - استقبال از قاسم انوار هر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
  51. شمارهٔ ۵۱ خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
  52. شمارهٔ ۵۲ خاک من باد از سر کوی تو گر بیرون برد
  53. شمارهٔ ۵۳ مرا عشقت از ره برون می‌برد
  54. شمارهٔ ۵۴ دل زلف ترا گرفت، بد کرد
  55. شمارهٔ ۵۵ گرم عشقت عنان دل نگیرد
  56. شمارهٔ ۵۶ هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد
  57. شمارهٔ ۵۷ ای خوش آن شب که به بالین من آن ماه رسد
  58. شمارهٔ ۵۸ چو سرو قد تو در جویبار دیده رسد
  59. شمارهٔ ۵۹ کسی کش مهر خوبان کار باشد
  60. شمارهٔ ۶۰ مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد

متن اشعار به نقل از گنجور.