پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

صبا تا ز زلف تو بویی نداشت

دلم در جهان آرزویی نداشت

جهان هرگز از نازنینان چو تو

جفا پیشه تند خویی نداشت

بهار آمد و هیچ بلبل نماند

که پیش گلی گفتگویی نداشت

دلم کز جفای کسی خسته بود

سر سبزه و طرف جویی نداشت

به ناکام شاهی برفت از درت

که پیش تو هیچ آبرویی نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱عمر بگذشت و دلم جز عاشقی کاری نیافت
  2. شمارهٔ ۴۲ساقی، به غم تو عقل و جان رفت
  3. شمارهٔ ۴۳کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت
  4. شمارهٔ ۴۴ای دل ایام هجر شد بنیاد
  5. شمارهٔ ۴۵تا ز شب بر مهت نقاب افتاد
  6. شمارهٔ ۴۶دل بهر تو در ملامت افتاد
  7. شمارهٔ ۴۷تا دل ز کف اختیار ننهاد
  8. شمارهٔ ۴۸باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.