پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

دل بهر تو در ملامت افتاد

وز عشق بدین علامت افتاد

گشتم به هوس ندیم عشقت

خود عاقبتم ندامت افتاد

ای دل، چو به قامتش فتادی

دیدار تو با قیامت افتاد

او تیغ جفا کشید، لیکن

بر جانب ما غرامت افتاد

گم گشت بکوی عشق، شاهی

زاهد به ره سلامت افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد
  2. شمارهٔ ۴۹باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
  3. شمارهٔ ۵۰ - استقبال از قاسم انوارهر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
  4. شمارهٔ ۵۱خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
  5. شمارهٔ ۵۲خاک من باد از سر کوی تو گر بیرون برد
  6. شمارهٔ ۵۳مرا عشقت از ره برون می‌برد
  7. شمارهٔ ۵۴دل زلف ترا گرفت، بد کرد
  8. شمارهٔ ۵۵گرم عشقت عنان دل نگیرد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.