پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

دل زلف ترا گرفت، بد کرد

شبگیر بد از برای خود کرد

ایام بخون من کمین داشت

خاصه که غم تواش مدد کرد

ما را به جنون چه جای طعنه

پیش تو که دعوی خرد کرد؟

زد قرعه بنام هر کسی عشق

ما را به غم تو نامزد کرد

شاهی چو صبا دمی نیاسود

تا میل بتان سرو قد کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد
  2. شمارهٔ ۵۷ای خوش آن شب که به بالین من آن ماه رسد
  3. شمارهٔ ۵۸چو سرو قد تو در جویبار دیده رسد
  4. شمارهٔ ۵۹کسی کش مهر خوبان کار باشد
  5. شمارهٔ ۶۰مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد
  6. شمارهٔ ۶۱یار خط بر روی زیبا می‌کشد
  7. شمارهٔ ۶۲ - استقبال از امیر همایون اسفراینیدل بی‌رخ تو جانب گلشن نمی‌کشد
  8. شمارهٔ ۶۳باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.