پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

گرم عشقت عنان دل نگیرد

دلم کوی بلا منزل نگیرد

مرنج از بی‌خودی‌های دلم، زانک

ز دیوانه کسی بر دل نگیرد

اگر چشمت جفایی کرد، سهل است

کسی بر مست لایعقل نگیرد

نسازد عاشقی را خاک، ایام

که اول باغمت در گل نگیرد

توانم برد جان از بند زلفت

اگر چشم توام غافل نگیرد

دوانم اشک را هر دم بکویش

که دانم راه بر سائل نگیرد

بشرطی شد قتیل عشق، شاهی

که فردا دامن قاتل نگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷ای خوش آن شب که به بالین من آن ماه رسد
  2. شمارهٔ ۵۸چو سرو قد تو در جویبار دیده رسد
  3. شمارهٔ ۵۹کسی کش مهر خوبان کار باشد
  4. شمارهٔ ۶۰مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد
  5. شمارهٔ ۶۱یار خط بر روی زیبا می‌کشد
  6. شمارهٔ ۶۲ - استقبال از امیر همایون اسفراینیدل بی‌رخ تو جانب گلشن نمی‌کشد
  7. شمارهٔ ۶۳باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
  8. شمارهٔ ۶۴چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.