پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

کسی کش مهر خوبان کار باشد

دلش با درد و محنت یار باشد

حدیث عاشقی، وانگه غم کار

خرد داند که دور از کار باشد

تن زارم مکش زان طره، ای باد

که مویی در رسن بسیار باشد

من از وی بر نخوردم، یارب آن سرو

ز شاخ عمر برخوردار باشد

به رسوایی علم بردار، شاهی

که صبر و عاشقی دشوار باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱یار خط بر روی زیبا می‌کشد
  2. شمارهٔ ۶۲ - استقبال از امیر همایون اسفراینیدل بی‌رخ تو جانب گلشن نمی‌کشد
  3. شمارهٔ ۶۳باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
  4. شمارهٔ ۶۴چمن سرسبز شد ساقی، گل و نرگس به باغ آمد
  5. شمارهٔ ۶۵چو شمشاد قدت در گلشن آمد
  6. شمارهٔ ۶۶چو ساقی آن قدح لاله گون بگرداند
  7. شمارهٔ ۶۷گر من از خاک درت رفتم، دل شیدا بماند
  8. شمارهٔ ۶۸ما برفتیم و دل آواره در کویت بماند
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.