پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

خدنگ او که بجان مژده هلاک برد

نوید عیش بدلهای دردناک برد

به خاکپای تو مردن، رقیب را هوس است

روا مدار که این آرزو بخاک برد

دلم بکوی تو دامن کشان رود، ترسم

که سوی خانه گریبان چاک چاک برد

بنامه شرح جدایی کجا تواند داد

کسی که نام تو با خود به ترس و باک برد؟

به ششدرغمت این نیم جان که شاهی راست

امید هست که آید فراق و پاک برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳مرا عشقت از ره برون می‌برد
  2. شمارهٔ ۵۴دل زلف ترا گرفت، بد کرد
  3. شمارهٔ ۵۵گرم عشقت عنان دل نگیرد
  4. شمارهٔ ۵۶هر دم ز عشق، بر دل من صد بلا رسد
  5. شمارهٔ ۵۷ای خوش آن شب که به بالین من آن ماه رسد
  6. شمارهٔ ۵۸چو سرو قد تو در جویبار دیده رسد
  7. شمارهٔ ۵۹کسی کش مهر خوبان کار باشد
  8. شمارهٔ ۶۰مبارک، منزلی کان خانه را ماهی چنین باشد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.