پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت

وز دیدن تو دیده گلستان و باغ داشت

هر جلوه‌ای که شاهد مه داشت بر فلک

دل با فروغ روی تو زان‌ها فراغ داشت

با شام طره تو نهان بود کار دل

آن روی دلفروز مرا با چراغ داشت

چون سبزه و گلست ز هجرت بخاک و خون

آن دل که ذوق سبزه و گل در دماغ داشت

چون لاله چاک شد دل شاهی ز سوز عشق

کز گلشن زمانه بسی درد و داغ داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰وقتی دل آواره در آن کو گذری داشت
  2. شمارهٔ ۴۱عمر بگذشت و دلم جز عاشقی کاری نیافت
  3. شمارهٔ ۴۲ساقی، به غم تو عقل و جان رفت
  4. شمارهٔ ۴۳کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت
  5. شمارهٔ ۴۴ای دل ایام هجر شد بنیاد
  6. شمارهٔ ۴۵تا ز شب بر مهت نقاب افتاد
  7. شمارهٔ ۴۶دل بهر تو در ملامت افتاد
  8. شمارهٔ ۴۷تا دل ز کف اختیار ننهاد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.