پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

ای دل ایام هجر شد بنیاد

رو، که مرگ نُوَت مبارک باد

دل سوزان من ز آه من است

چون چراغی نهاده در ره باد

آنچنانم به یاد تو مشغول

که فراموشیم برفت از یاد

مژده ده روزگار را، که گذشت

عیش پرویز و محنت فرهاد

سرو آزاد، بنده قد تست

ای غلام تو بنده و آزاد

گفتی: افتاد شاهی از نظرم

کاشکی اینچنین نمی‌افتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶دل بهر تو در ملامت افتاد
  2. شمارهٔ ۴۷تا دل ز کف اختیار ننهاد
  3. شمارهٔ ۴۸باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد
  4. شمارهٔ ۴۹باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
  5. شمارهٔ ۵۰ - استقبال از قاسم انوارهر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
  6. شمارهٔ ۵۱خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
  7. شمارهٔ ۵۲خاک من باد از سر کوی تو گر بیرون برد
  8. شمارهٔ ۵۳مرا عشقت از ره برون می‌برد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.