پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

کسی که عاشق روی تو شد بباغ نرفت

هوای کوی تواش هرگز از دماغ نرفت

دلی که با تو به غوغای عاشقی خو کرد

ز کوی تفرقه در گوشه فراغ نرفت

چو لاله دلق می آلود را زنم آتش

کز آب دیده بشستم بسی و داغ نرفت

دلا بسوز، چو سودای زلف او داری

کسی بخانه تاریک بی چراغ نرفت

نرفت ناله شاهی به گفتگوی رقیب

غزلسرایی بلبل به بانگ زاغ نرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵تا ز شب بر مهت نقاب افتاد
  2. شمارهٔ ۴۶دل بهر تو در ملامت افتاد
  3. شمارهٔ ۴۷تا دل ز کف اختیار ننهاد
  4. شمارهٔ ۴۸باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد
  5. شمارهٔ ۴۹باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
  6. شمارهٔ ۵۰ - استقبال از قاسم انوارهر کسی موسم گل گوشه باغی دارد
  7. شمارهٔ ۵۱خدنگ او که بجان مژده هلاک برد
  8. شمارهٔ ۵۲خاک من باد از سر کوی تو گر بیرون برد
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.