پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۴

ابر آمد و بگریست بر اطراف چمن‌ها

شد شسته به شبنم رخ گلها و سمن‌ها

با داغ تو رفتند شهیدان تو زین باغ

چون لاله به خون جگر آغشته کفن‌ها

از ما سخنی بشنو و با ما سخنی گوی

کز بهر تو بسیار شنیدیم سخن‌ها

گه ناز و گهی عشوه، گهی جور و گهی لطف

غیر از تو چه داند دگری اینهمه فن‌ها؟

در عشق تو صبر و دل و دینم شد و اکنون

مانده است در این واقعه شاهی تن تنها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶جان بهر تو در بلاست ما را
  2. شمارهٔ ۷به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
  3. شمارهٔ ۸ - استقبال از کمال خجندیچشم تو برانداخت به می، خانه ما را
  4. شمارهٔ ۹اشک چو پرده می‌درد، خلوتیان راز را
  5. شمارهٔ ۱۰خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا
  6. شمارهٔ ۱۱تلخ است بی‌تو صبر، دل غم فزوده را
  7. شمارهٔ ۱۲بسوخت آتش عشق تو بی‌گناه مرا
  8. شمارهٔ ۱۳خرابیم، از دل ای بی‌رحم گه‌گه یاد کن ما را
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.