پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۶

جان بهر تو در بلاست ما را

دل پیش تو مبتلاست ما را

پیشت بدعا برآورم دست

در دست همین دعاست ما را

هر شب به هوای خاک کویت

دیده بره صباست ما را

در منزل ما چو مه نیایی

خود طالع آن کجاست ما را

تو ناوک غمزه زن، که پیشت

سینه سپر بلاست ما را

مخرام چو گل قبا گشاده

چون جامه جان قباست ما را

شاهی چه غم ار جفا کند یار

چون رو به ره وفاست ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸ - استقبال از کمال خجندیچشم تو برانداخت به می، خانه ما را
  2. شمارهٔ ۹اشک چو پرده می‌درد، خلوتیان راز را
  3. شمارهٔ ۱۰خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا
  4. شمارهٔ ۱۱تلخ است بی‌تو صبر، دل غم فزوده را
  5. شمارهٔ ۱۲بسوخت آتش عشق تو بی‌گناه مرا
  6. شمارهٔ ۱۳خرابیم، از دل ای بی‌رحم گه‌گه یاد کن ما را
  7. شمارهٔ ۱۴زلف تو در کمند جنون می‌کشد مرا
  8. شمارهٔ ۱۵ای در بهار حسن تو گل‌ها و لاله‌ها
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.