پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

خرابیم، از دل ای بی‌رحم گه‌گه یاد کن ما را

سگ کوی توییم، آخر به سنگی شاد کن ما را

دلم بار دگر لاف علامی می‌زند جایی

بیا ای غم به مرگ تو مبارک‌باد کن ما را

درت کعبه است و ما ارباب حاجت، رحمتی فرما

رخت عید است و ما زندانیان، آزاد کن ما را

به تنهایی بسی خون جگر خوردیم با یادت

تو هم چون با حریفان باده نوشی، یاد کن ما را

نمی‌دانم چو شاهی غیر عشق این پارسا کاری

خدا را گر تو می‌دانی بیا ارشاد کن ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ای در بهار حسن تو گل‌ها و لاله‌ها
  2. شمارهٔ ۱۶دلم گر داشت وقتی خرمی‌ها
  3. شمارهٔ ۱۷کجایی ای ز رویت لاله را ناب
  4. شمارهٔ ۱۸سروی از باغ ارم سایه بر این خاک انداخت
  5. شمارهٔ ۱۹خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت
  6. شمارهٔ ۲۰خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
  7. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدیمنم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
  8. شمارهٔ ۲۲چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.