پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

سروی از باغ ارم سایه بر این خاک انداخت

که به تیغ مژه در هر جگری چاک انداخت

چند گاهی دلم از داغ بتان ایمن بود

باز عشق آمد و این شعله به خاشاک انداخت

عقلم از بادیه عشق تو بیمی میداد

همتم رخت در این راه خطرناک انداخت

همه از رشک خط و عارض رنگین تو بود

چمن اوراق گل و سبزه که بر خاک انداخت

شاهی آن سهم سعادت که نشان میدادند

ناوکی بود که آن غمزه بیباک انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
  2. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدیمنم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
  3. شمارهٔ ۲۲چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
  4. شمارهٔ ۲۳تا خاک آستانه جانان مقام ماست
  5. شمارهٔ ۲۴خطش به گرد عارض مهوش برآمده است
  6. شمارهٔ ۲۵بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
  7. شمارهٔ ۲۶مرا در عشق بهبودی نمانده است
  8. شمارهٔ ۲۷ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.