پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است

بازم ز عشق واقعه ای مشکل آمده است

بر دیگران کشیده خدنگ جفای خویش

این نکته ام ز یار بسی بر دل آمده است

آنکو نکرد سجده بمحراب ابرویی

مردود شد ز قبله که ناقابل آمده است

نخل ترت که آب گل و یاسمین بریخت

تا در کدام آب و هوا حاصل آمده است

شاهی بکوی عشق گر افتاده ای منال

پایت ز آب دیده خود در گل آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
  2. شمارهٔ ۲۸چشم ستمگرت که بخون در کمین نشست
  3. شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندیجفای تو بر دل به غایت خوش است
  4. شمارهٔ ۳۰خلق را دلها کباب از چشم پر خون منست
  5. شمارهٔ ۳۱مرا سری است که بر خاک آستانه اوست
  6. شمارهٔ ۳۲گر نمی‌سوزد دلم، این آه دردآلود چیست؟
  7. شمارهٔ ۳۳با طره تو سنبل شوریده‌حال چیست؟
  8. شمارهٔ ۳۴ - استقبال از کمال خجندیکدام دل که ز عشقت اسیر محنت نیست؟
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.