پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

چشم ستمگرت که بخون در کمین نشست

تیغی کشیده، در ره مردان دین نشست

با روی آتشین چو گذشتی ببوستان

گل را ز انفعال، عرق بر جبین نشست

سرو سهی که خاسته بود از چمن بناز

چون دید شکل قد ترا، بر زمین نشست

چون لاله داغدار، جهانی ز خط یار

کان سبزه بر کنار گل و یاسمین نشست

در خون نشست شاهی مسکین ز عشق تو

بیچاره چونکه با تو نشست، اینچنین نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰خلق را دلها کباب از چشم پر خون منست
  2. شمارهٔ ۳۱مرا سری است که بر خاک آستانه اوست
  3. شمارهٔ ۳۲گر نمی‌سوزد دلم، این آه دردآلود چیست؟
  4. شمارهٔ ۳۳با طره تو سنبل شوریده‌حال چیست؟
  5. شمارهٔ ۳۴ - استقبال از کمال خجندیکدام دل که ز عشقت اسیر محنت نیست؟
  6. شمارهٔ ۳۵کدام عشوه که در چشم پر خمار تو نیست
  7. شمارهٔ ۳۶مرا گر با تو روی همدمی نیست
  8. شمارهٔ ۳۷امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.