پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندی

جفای تو بر دل به غایت خوش است

ز شه بر رعیت رعایت خوش است

از آن غمزه و لب به پیش خیال

گهی شکر و گاهی شکایت خوش است

به دشنام تلخم مسوز ای رقیب

که از لعل یار این حکایت خوش است

خطت آیت حسن و لب وقف آن

به سرخ و سیه وقف آیت خوش است

به خونریز عاشق بهانه مجوی

که قتل چنین بی‌جنایت خوش است

کرامت به رندی بدل کرد شیخ

که در ملک عشق این ولایت خوش است

بهر بیت شاهی نظر کن، ببین

کش آغاز، خوب و نهایت، خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱مرا سری است که بر خاک آستانه اوست
  2. شمارهٔ ۳۲گر نمی‌سوزد دلم، این آه دردآلود چیست؟
  3. شمارهٔ ۳۳با طره تو سنبل شوریده‌حال چیست؟
  4. شمارهٔ ۳۴ - استقبال از کمال خجندیکدام دل که ز عشقت اسیر محنت نیست؟
  5. شمارهٔ ۳۵کدام عشوه که در چشم پر خمار تو نیست
  6. شمارهٔ ۳۶مرا گر با تو روی همدمی نیست
  7. شمارهٔ ۳۷امروز نسیم سحری بوی دگر داشت
  8. شمارهٔ ۳۸دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشت
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.