پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست

هزار فتنه بقصد دل از کمین برخاست

دلم خیال دهانت چو در ضمیر آورد

خروش بیخودی از عقل خرده بین برخاست

چو غنچه روی نمود از نقاب زنگاری

ز بلبلان چمن ناله حزین برخاست

بدور چشم تو بیمار شد چنان نرگس

که تکیه زد بعصا و آنگه از زمین برخاست

چو مطرب از سخن شاهی این غزل برخواند

ز ساکنان فلک بانگ آفرین برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴خطش به گرد عارض مهوش برآمده است
  2. شمارهٔ ۲۵بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
  3. شمارهٔ ۲۶مرا در عشق بهبودی نمانده است
  4. شمارهٔ ۲۷ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
  5. شمارهٔ ۲۸چشم ستمگرت که بخون در کمین نشست
  6. شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندیجفای تو بر دل به غایت خوش است
  7. شمارهٔ ۳۰خلق را دلها کباب از چشم پر خون منست
  8. شمارهٔ ۳۱مرا سری است که بر خاک آستانه اوست
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.