پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

تا خاک آستانه جانان مقام ماست

در بزم عیش جرعه راحت به جام ماست

گفتی: فلان به کوی من از خاک کمتر است

این هم چو بنگری سبب احترام ماست

زاهد حرام گفت می لعل را، بلی

ما زائریم و میکده بیت‌الحرام ماست

تا بر درش به خاک مذلت نشسته‌ایم

سلطان چار بالش گردون غلام ماست

روی چو زر به خاک درش تا نهاده‌ایم

در ملک عشق سکه شاهی به نام ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
  2. شمارهٔ ۲۶مرا در عشق بهبودی نمانده است
  3. شمارهٔ ۲۷ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
  4. شمارهٔ ۲۸چشم ستمگرت که بخون در کمین نشست
  5. شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندیجفای تو بر دل به غایت خوش است
  6. شمارهٔ ۳۰خلق را دلها کباب از چشم پر خون منست
  7. شمارهٔ ۳۱مرا سری است که بر خاک آستانه اوست
  8. شمارهٔ ۳۲گر نمی‌سوزد دلم، این آه دردآلود چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.