پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

کجایی ای ز رویت لاله را ناب

بهار خرمی بگذشت، دریاب

لبت با آن دو زلف و رخ چه نیکوست

خوش آید باده در شبهای مهتاب

دلا احرام آن در بسته ای، چیست؟

قدم ننهاده فکری کن در این باب

بصد چندان لطافت، چشمه خضر

نیارد ریختن بر دست او آب

دلم زانرو رود دنبال آن چشم

که شب ناخفته را آسان برد خواب

چو عشق آمد، اجل گو شاد بنشین

که مردن را مرتب گشت اسباب

ز کویش رخ منه در کعبه شاهی

که یک سجده نشاید در دو محراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت
  2. شمارهٔ ۲۰خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
  3. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدیمنم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
  4. شمارهٔ ۲۲چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
  5. شمارهٔ ۲۳تا خاک آستانه جانان مقام ماست
  6. شمارهٔ ۲۴خطش به گرد عارض مهوش برآمده است
  7. شمارهٔ ۲۵بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
  8. شمارهٔ ۲۶مرا در عشق بهبودی نمانده است
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.