پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت

چه خون که در جگر نافه‌های چین انداخت

دلم که داشت تمنای خاکبوس درت

به عاقبت سخن خویش بر زمین انداخت

به احتیاط قدم نِهْ دلا، که طُرّهٔ یار

کمند حادثه در راه عقل و دین انداخت

در آفتاب ستم گر بسوختم، چه کنم

چو بخت، سایه بر احوال من چنین انداخت

به عشق تیر بلا را نشانه شد شاهی

ز بس که سنگ ملامت بر آن و این انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدیمنم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
  2. شمارهٔ ۲۲چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
  3. شمارهٔ ۲۳تا خاک آستانه جانان مقام ماست
  4. شمارهٔ ۲۴خطش به گرد عارض مهوش برآمده است
  5. شمارهٔ ۲۵بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
  6. شمارهٔ ۲۶مرا در عشق بهبودی نمانده است
  7. شمارهٔ ۲۷ابرو ز من متاب، که دل دردمند تست
  8. شمارهٔ ۲۸چشم ستمگرت که بخون در کمین نشست
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.