پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

زلف تو در کمند جنون می‌کشد مرا

خوش‌خوش به کوی عشق درون می‌کشد مرا

هرجا که می‌گریزم از این فتنه، ناگهان

عشقت عنان گرفته برون می‌کشد مرا

من دل نمی‌دهم به لب و چشم او، که یار

گاه از فسانه گه به فسون می‌کشد مرا

بر خاک آستان تو گریم به خون دل

چون خاک می‌دواند و خون می‌کشد مرا

شاهی به کوی عشق مکن بعد از این قرار

کاین دل به گوشه‌های جنون می‌کشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶دلم گر داشت وقتی خرمی‌ها
  2. شمارهٔ ۱۷کجایی ای ز رویت لاله را ناب
  3. شمارهٔ ۱۸سروی از باغ ارم سایه بر این خاک انداخت
  4. شمارهٔ ۱۹خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت
  5. شمارهٔ ۲۰خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
  6. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدیمنم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
  7. شمارهٔ ۲۲چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
  8. شمارهٔ ۲۳تا خاک آستانه جانان مقام ماست
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.