پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

تلخ است بی‌تو صبر، دل غم فزوده را

نتوان چشید داروی ناآزموده را

ای ناله همدمی کن و از آب چشم من

بیدار ساز دیده بختِ غُنوده را

دل شد رمیده سر زلف تو، وز کمند

نتوان به کوی عقل کشید آن ربوده را

با باغبان مگو که دل غنچه خون چراست

خواندن نمی‌توان ورق ناگشوده را

مشاطه زلف یار به انگشت می‌کشد

زان رو که نسبتی به قلم هست دوده را

ناگفته از دهان تو رمزی مرا مکش

نتوان قصاص کرد گناه نبوده را

شاهی خیال خاص بگو از دهان دوست

چون نیست لذتی سخنان شنوده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳خرابیم، از دل ای بی‌رحم گه‌گه یاد کن ما را
  2. شمارهٔ ۱۴زلف تو در کمند جنون می‌کشد مرا
  3. شمارهٔ ۱۵ای در بهار حسن تو گل‌ها و لاله‌ها
  4. شمارهٔ ۱۶دلم گر داشت وقتی خرمی‌ها
  5. شمارهٔ ۱۷کجایی ای ز رویت لاله را ناب
  6. شمارهٔ ۱۸سروی از باغ ارم سایه بر این خاک انداخت
  7. شمارهٔ ۱۹خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت
  8. شمارهٔ ۲۰خطت بر لاله تر مشک چین ریخت
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.