پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا

جان در بلای عشق گرو می‌کند مرا

عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم

باز آرزوی آن تک و دو می‌کند مرا

من کشته از جواب سلامی و لطف یار

امیدوار گفت و شنو می‌کند مرا

شرمنده خیال توام در غمی چنین

کو پرسشی به آمد و رو می‌کند مرا

دید ابروی تو شاهی و دیوانه گشت باز

آری خراب آن مه نو می‌کند مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲بسوخت آتش عشق تو بی‌گناه مرا
  2. شمارهٔ ۱۳خرابیم، از دل ای بی‌رحم گه‌گه یاد کن ما را
  3. شمارهٔ ۱۴زلف تو در کمند جنون می‌کشد مرا
  4. شمارهٔ ۱۵ای در بهار حسن تو گل‌ها و لاله‌ها
  5. شمارهٔ ۱۶دلم گر داشت وقتی خرمی‌ها
  6. شمارهٔ ۱۷کجایی ای ز رویت لاله را ناب
  7. شمارهٔ ۱۸سروی از باغ ارم سایه بر این خاک انداخت
  8. شمارهٔ ۱۹خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.