پرش به محتوای اصلی
امیر شاهی امیر شاهی

غزلیات

شمارهٔ ۵

ساقی به آب خضر نشان ده پیاله را

کز دل برون کنیم غم دیر ساله را

بلبل ز روی گل همه حرف جفا شنید

آه ار ورق بباد دهند این رساله را

هر دم شکفته تر شود از آه من رخت

از رهگذار باد چه غم شمع لاله را؟

برخوان وصل دست ارادت مکن دراز

کالوده کرده اند بزهر این نواله را

بخت غنوده را سر خواب است همچنان

شاهی چه تیز می‌کنی آهنگ ناله را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
  2. شمارهٔ ۸ - استقبال از کمال خجندیچشم تو برانداخت به می، خانه ما را
  3. شمارهٔ ۹اشک چو پرده می‌درد، خلوتیان راز را
  4. شمارهٔ ۱۰خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا
  5. شمارهٔ ۱۱تلخ است بی‌تو صبر، دل غم فزوده را
  6. شمارهٔ ۱۲بسوخت آتش عشق تو بی‌گناه مرا
  7. شمارهٔ ۱۳خرابیم، از دل ای بی‌رحم گه‌گه یاد کن ما را
  8. شمارهٔ ۱۴زلف تو در کمند جنون می‌کشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

امیر شاهی درباره‌ی امیر شاهی

اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کامل‌تر «آق ملک پسر ملک جمال‌الدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار می‌رسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.