پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی

غزلیات

۳۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت
  2. شمارهٔ ۶۲ آنکه بی غم نه یک زمان دل ماست
  3. شمارهٔ ۶۳ مدار امید وفا از دلی که کین دانست
  4. شمارهٔ ۶۴ مدعی بی تو در بلای من است
  5. شمارهٔ ۶۵ جز دام توام شکر که جای دگری نیست
  6. شمارهٔ ۶۶ تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هست
  7. شمارهٔ ۶۷ نه همین کوی تو از لوث رقیبان پاک نیست
  8. شمارهٔ ۶۸ با آنکه هیچ میل کسی در دل تو نیست
  9. شمارهٔ ۶۹ خوش آنکه چشم تو گاهی بمن نگاهی داشت
  10. شمارهٔ ۷۰ گفتی دل از قفای نکویان کدام رفت
  11. شمارهٔ ۷۱ آن چه شمعی است فروزنده رخ یار من است
  12. شمارهٔ ۷۲ تا صحبت یار دلنواز است
  13. شمارهٔ ۷۳ بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفت
  14. شمارهٔ ۷۴ زاهل امتحان کس در میان نیست
  15. شمارهٔ ۷۵ پایان شب هجر تو خواهم پی حاجات
  16. شمارهٔ ۷۶ چو حاصل است ترا وصل یار حور سرشت
  17. شمارهٔ ۷۷ بر سر رحم آسمان و یار به کین است
  18. شمارهٔ ۷۸ داد چو بر زلف سمن سا شکست
  19. شمارهٔ ۷۹ با غیر ز می پر است جامت
  20. شمارهٔ ۸۰ در دلم خار غم خلیدهٔ اوست
  21. شمارهٔ ۸۱ گرنه یک گل چون گل روی تو در گلزار نیست
  22. شمارهٔ ۸۲ روشن از شعلهٔ دل عارض جانانهٔ ماست
  23. شمارهٔ ۸۳ یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
  24. شمارهٔ ۸۴ بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
  25. شمارهٔ ۸۵ امشب آن شمع شب‌افروز به کاشانهٔ کیست
  26. شمارهٔ ۸۶ خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات
  27. شمارهٔ ۸۷ درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست
  28. شمارهٔ ۸۸ جان کیست ندانم که در این شهر برایت
  29. شمارهٔ ۸۹ چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت
  30. شمارهٔ ۹۰ ز جور یار و گردون دل غمین است
  31. شمارهٔ ۹۱ در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست
  32. شمارهٔ ۹۲ اشک من مانع آه سحری نیست که نیست
  33. شمارهٔ ۹۳ آنرا که زهجر دردناک است
  34. شمارهٔ ۹۴ همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت
  35. شمارهٔ ۹۵ حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت
  36. شمارهٔ ۹۶ آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست
  37. شمارهٔ ۹۷ عشق جانان را به جز ویرانهٔ دل خانه نیست
  38. شمارهٔ ۹۸ خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث
  39. شمارهٔ ۹۹ به غیر مرگ که دور از توام به آن محتاج
  40. شمارهٔ ۱۰۰ آنرا که درد عشق تو ره یافت در مزاج
  41. شمارهٔ ۱۰۱ هر که را در کیش او نهی است راح
  42. شمارهٔ ۱۰۲ ز صاف راح بکش هر صباح جام صبوح
  43. شمارهٔ ۱۰۳ ز شیخ ما چه شماری هزار فعل قبیح؟
  44. شمارهٔ ۱۰۴ پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ
  45. شمارهٔ ۱۰۵ فغان که زاغ به گلشن زبسکه شد گستاخ
  46. شمارهٔ ۱۰۶ عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ نگیرد تا دلت در دل دری چند
  48. شمارهٔ ۱۰۸ هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ اگر کام من سال و ماهی برآید
  50. شمارهٔ ۱۱۰ با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ گر یار بحالم نظری داشته باشد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ میل رفتن گر از آن گوشهٔ بامم باشد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ زروی لطف اگر یار در کنار نشیند
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ساقی بیار باده که ایام دی رسید
  57. شمارهٔ ۱۱۷ هر آن خصمی که با من آسمان کرد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ که با آن شاه خوبان شمه‌ای از حال من گوید
  59. شمارهٔ ۱۱۹ نیند طالب می عاشقان که خوردستند
  60. شمارهٔ ۱۲۰ آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود

متن اشعار به نقل از گنجور.