پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

گرنه یک گل چون گل روی تو در گلزار نیست

نالهٔ بلبل چرا چون نالهٔ من زار نیست

بر سر بالینم آ وقت نگاه واپسین

تا بدانی جان سپردن آنچنان دشوار نیست

گو هوای عشق بازی را ز سر بیرون کند

هرکه او را طالعی چون طالع اغیار نیست

تا به کی بیدار خواهی بود دانی چشم من؟

تا که چشم بخت من چون چشم من بیدار نیست

تار چشمم گشته جاری اشک پی در پی (سحاب)

خلق را اندیشهٔ این آه آتشبار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست
  2. شمارهٔ ۸۴بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است
  3. شمارهٔ ۸۵امشب آن شمع شب‌افروز به کاشانهٔ کیست
  4. شمارهٔ ۸۶خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات
  5. شمارهٔ ۸۷درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست
  6. شمارهٔ ۸۸جان کیست ندانم که در این شهر برایت
  7. شمارهٔ ۸۹چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت
  8. شمارهٔ ۹۰ز جور یار و گردون دل غمین است
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.